یا استین گلاس آنکه همهی کارها با موفقیت انجام میپذیرد. در تمامی این موارد، تجلیاتی از خوشبینی و مثبت اندیشی وجود دارد، اما با این حال خوشبینی فراتر از اینهاست. پژوهشگران در طول استین گلاس سال کند و کاو، به اساس خوشبینی دست یافتهاند. مبنای مثبت اندیشی و خوشبینی، در عبارتهای امیدوار کننده یا تجسم موفقیت نیست، بلکه در نحوهی تفکر افراد درباره علتها، ریشه دارد.
شیشه ویترای هر یک از ما، در نسبت دادن امور به علل مختلف، عادتهای خاصی داریم، و این عادتها همان سبک تبیین ما میباشد (سلیگمن، رایویچ، کاکس، جی و گیلهام، 1388). سبک تبیین خوشبینانه، به صورت گرایش به توجیه کردن رویدادهای ناگوار با انتسابهای بیرونی، ناپایدار و قابل شیشه ویترای آشکار میشود (مانند، به این دلیل مسابقه را باختم که حریفم تقلب کرد). افراد دارای این سبک تبیین، برای موفقیتهای خود امتیاز زیادی قائل میشود ولی شکستهای خودشان را قبول نمیکنند یا خود را به خاطر آنها سرزنش نمیکنند.
این ویترای روی شیشه به راحتی اطلاعات منفی مربوط به خود را نادیده میگیرند، اطلاعات وارده را از فیلترهای تحریف کننده رد میکنند، و پیامدهای مثبت و منفی را به صورتی تعبیر میکنند که از خودشان محافظت نمایند. نسبت دادن شکست به علت بیرونی به فرد امکان میدهد که معنی ویترای روی شیشه مربوط به خود را نادیده بگیرد. به همین صورت، پیامدهای منفی زندگی به گردن دیگران، بدشانسی و محیط انداخته میشود. بنابراین برونفکنی شکست از فرد در برابر هر گونه ثأثیر زیانبار شکست، محافظت میکند.
به مرور زمان، تاریخچه شیشه دکوراتیو موفقیتها و برونفکنی شکستها، عقیده راسخی را پرورش میدهد مبنی بر اینکه فرد بیشتر از آنچه واقعاً هست، بر سرنوشت خودش کنترل دارد، حتی اگر به مقدار زیادی بهانه تراشی، انکار و خود فریبی لازم باشد. برای اکثر افراد، سبک تبیین شیشه دکوراتیو نعمت است، زیرا ((به نظر میرسد افرادی که از لحاظ روانی سالم هستند، استعداد حسادت برانگیزی برای تحریف کردن واقعیت در جهتی دارند که عزتنفس را بالا میبرد، عقاید کارآیی را حفظ میکند و نگرش خوشبینانه دربارهی آینده را تقویت میکند)) (ریو، 1385).
از لحاظ آینه دکوراتیو میتوان به خوشبینی مردمانی اشاره کرد که به امید سرزمینی بهتر و ساختن زندگی به دستان خویش، به مهاجرانی اشاره کرد که راهی آمریکا شدند و یکی از تأثیرگذارترین تمدنهای تاریخ بشری را بنا نهادند. مهاجران در امواجی بیپایان به حرکت درآمدند، که برای آنها ((یکباره به ثروت رسیدن)) آینه دکوراتیو دست نیافتنی نبود. همین افراد خوشبین، نهاد آموزش همگانی را به وجود آوردند، کتابخانههای عمومی را پایهگذاری کردند، بردهها را رها ساختند، رفتار محترمانهای با دیوانگان در پیش گرفتند و برای حق رأی زنان به مبارزه پرداختند.
انسان ها در طی زندگی، استین گلاس را درباره خود و پدیده های پیرامونی کسب می کنند، باورهای خودکارآمدی از جمله باورهایی هستند که نقش بنیادین در کیفیت زندگی و ایجاد تعادل و توازن بین ابعاد مختلف زندگی انسان دارند. خودکارآمدی به معنای باور فرد در مورد توانایی مقابله او در موقعیت های استین گلاس است که بر الگوهای فکری، رفتاری و هیجانی انسان در سطوح مختلف تجربه انسانی تأثیرگذار، و تعیین کننده این است که آیا رفتاری شروع خواهد شد یا خیر و اگر شروع شد فرد تا چه اندازه برای انجام آن تلاش خواهد کرد و در رویارویی با مشکل چه مقدار استقامت از خود نشان خواهد داد (بندورا، 2006).
شیشه ویترای از پژوهشگران و روان شناسان از مفهوم خودکارآمدی عمومی به معنی باور و قضاوت های افراد درباره صلاحیت و توانایی کلی خودشان در رویارویی با رویدادها یا موقعیت های شیشه ویترایزا و تهدیدکننده استفاده کرده اند. پژوهش ها نشان داده اند که باورهای خودکارآمدی تأثیر نیرومندی بر انگیزه پیشرفت، انتخاب ها و میزان تلاش و پشتکار و نهایتاً بر پیشرفت و موفقیت دارد.
ویترای روی شیشه آموزانی که باورهای خودکارآمدی بالایی دارند؛ به تکالیف دشوار به عنوان چالش می نگرند، نسبت به اهدافشان متعهدند و در صورت شکست بر تلاش خود می افزایند و نهایتاً پشتکارشان موجب موفقیت آن ها می شود اما دانش آموزانی که باورهای خودکارآمدی پایینی دارند؛ ویترای روی شیشه دشوار برای آن ها حکم تهدید شخصی محسوب، و مواجه با شکست موجب درماندگی و دست کشیدن آن ها از تلاش و نهایتًا عدم موفقیت می شود (ریو ، 1385).
با توجه به این که شیشه دکوراتیو و یا آینه دکوراتیو دچار ناتوانی های یادگیری اوصاف مشترک زیادی با کودکان عقب مانده ذهنی خفیف و کودکان دچار پریشانی های عاطفی دارند (هالاهان و کافمن، 1388). به نظر می رسد باورهای خودکارآمدی پایینی داشته باشند. ناتوانی یادگیری، اختلال در یک یا چند فرایند روان شناختی پایه در فهمیدن یا در کاربرد زبان گفتاری یا نوشتاری است که شامل شرایطی چون شیشه دکوراتیو و یا آینه دکوراتیو های ادراکی، آسیب مغزی، اختلال خفیف مغزی، نارساخوانی، ناگویی و نارساگویی رشدی است که نتیجه نارسایی های بینایی، شنوایی یا حرکتی، عقب ماندگی ذهنی، اختلال هیجانی یا محرومیت های محیطی، فرهنگی یا اقتصادی نیست.
آدرس استین گلاس دکو بر روی نقشه
1) انتخاب استین گلاس: خودکارآمدی به عنوان یک عامل تعیین کننده مهم انتخاب اهداف پرچالش و فعالیتهای دشوار فردی عمل میکند. یک فرد معمولاً اهدافی را انتخاب میکند که در کسب موفقیت آنها سطح استین گلاس از توانایی را داشته باشد. بر این اساس، افراد از فعالیتهای که توانایی انجام آنها را ندارند، اجتناب میکنند.
این شیشه ویترای به نوبه خود میتواند برای افراد در انجام فعالیتهای چالش برانگیز و میزان تقویت مثبت بازخوردهای حاصل از آن محدودیت ایجاد کند. افرادی که کارآمدی خود را باور دارند، اهداف چالش انگیز را انتخاب میکنند و از تجارب تهدیدآمیز اجتناب میکنند و افراد با کارآمدی پایین از رویارویی با تکالیف، شیشه ویترای و اهداف مشکل پرهیز میکنند.
ویترای روی شیشه خودکارآمد بر اساس اهداف انتخابی، خود را موظف به تعیین معیارهای عملکرد کرده و پس از آن به مشاهده و قضاوت درباره نتایج عملکرد خود میپردازند و در صورت مشاهدهی ناهمخوانی بین سطوح واقعی و مطلوب عملکرد، آنان احساس نارضایتی کرده و این ویترای روی شیشه برای تعیین و اصلاح عمل در آنهاست. افراد از طریق انتخابها بر جریان زندگی شخصی و شغلی خود اثر میگذارند.
شیشه دکوراتیو از موقعیتها، فعالیتها و بهطور کلی انتخابهایی که باور دارند بیش از حد توان آنهاست، اجتناب میکنند و آن دسته از فعالیتهایی را انتخاب میکنند که باور دارند میتوانند از عهده آنان برآیند. افراد دارای احساس خودکارآمدی بالا، موقعیتها و اهدافی را انتخاب میکنند که برایشان ممکن است و شیشه دکوراتیو از توان آنان نیست. باورهای خودکارآمدی در انتخابهای افراد همچون انتخاب رشته، حرفه، کلاسهای پیشرفته تأثیر دارد و نقش مهمی در آینده شغلی و شخصی دارد.
2) کسب آینه دکوراتیو یا پیامدهای مورد انتظار: خودکارآمدی، همچنین نقش مؤثری در پیامدهای بالقوهی مشوقها و بازدارندههای مورد انتظار دارد. پیامدهای قابل پیشبینی، عمدتاً به باورهای افراد در توانایی انجام در موقعیتهای مختلف وابسته است. افراد دارای خودکارآمدی بالا انتظار پیامدهای مطلوب از طرف خود را دارند ولی افراد دارای خودکارآمدی پایین، انتظار عملکرد ضعیفی را از خود دارند و در نهایت نتایج منفی یا ضعیفی را به دست میآورند.
آینه دکوراتیو(1997؛ بهنقل از اثرزاده و همکاران، 1390) اظهار میکند که فعالیتهای بیشماری وجود دارد که اگر به خوبی انجام شوند، پیامدهای مطلوبی به دنبال دارند، ولی آن فعالیتها توسط افرادی که به تواناییهای خود در انجام موفقیتآمیز فعالیت شک میکنند، پیگیری نمیشوند. بالعکس افراد با کارآمدی بالا، انتظار دارند با تلاشهای خود موفقیتهایی کسب کنند و با وجود پیامدهای منفی به آسانی منصرف نمیشوند. بنابراین، نظریه خودکارآمدی بیان میکند که باور فرد به تواناییهای خود، رفتارهای مورد نیاز برای کسب نتایج مثبت مورد انتظار را ایجاد میکند و موجب میشود که فرد برای به کارگیری رفتار خود تلاشهای مضاعفی انجام دهد.
استین گلاس همان گونه که بسیار مهم است یک شخص بتواند به راحتی خودش را با استفاده از زبان گفتاری توصیف کند؛ و زبان نوشتاری را بخواند، هم چنین باید بتواند از طریق نوشتن نیز ارتباط پیدا کند. بیان نوشتاری مستلزم وجود مهارت در سه حوزه ی اصلی است: دست خط، هجی کردن و استین گلاس . هر چند بیان افکار و احساسات ممکن است از جنبه های مکانیکی نوشتن مهمتر باشد، ولی مشکلاتی مانند دست خط ناخوانا، جاانداختن حروف، ناتوانی های دستوری و سازماندهی ضعیف می تواند فهم معنایی یک نوشته را برای خواننده مشکل کند.
نویسندگان کارآمد به اندازه ی کافی، در هر سه حوزه ی بیان نوشتاری، توانمندی دارند. و می توانند با حداقل خطا ارتباط برقرار کنند. گاهی اوقات مشکلات تحت عنوان استین گلاس شناخته می شوند. نارسا نویسی یعنی «اختلال در زبان نوشتاری که در مهارت مکانیکی نوشتن خود را نشان می دهد، این اختلال به شکل عملکرد نوشتاری ضعیف در کودکانی که دارای هوش دست کم متوسط بوده و هیچ گونه مشکلات عصب-شناختی یا معلولیت روانی – حرکتی آشکار ندارند، رخ می دهد» (هالاهان و کافمن، 1388).
خصوصیات رایج اختلال بیان آینه کاری عبارتند از: اشتباهات هجی کردن، اشتباهات دستوری، اشتباهات نقطه گذاری، ضعف در ساختن پاراگراف ها و دست خط بد. با بالا رفتن سن و رفتن به کلاس های بالاتر جملات شفاهی و کتبی این کودکان آشکارا ابتدایی تر، عجیب تر و پایین تر از سطح مورد انتظار بر آینه کاری پایه-ی تحصیلی به نظر می رسد. کلمات انتخابی آن ها اشتباهی و نامناسب است؛ پاراگراف ها آشفته بوده و فاقد توالی و تداوم مناسب است و با افزایش تعداد و انتزاعی شدن ذخیره ی لغات آن ها، توانایی شان برای هجی کردن درست کاهش می یابد (هالاهان و کافمن، 1388).
ناتوانی ریاضی، عبارت است از مشاهده یک مشکل یادگیری غیر منتظره، بعد از این که آموزگاران یا سایر متخصصان آموزش دیده، تجارب یادگیری مناسبی را طی یک دوره زمانی در اختیار کودکان قرار دادند. تجربه-های یادگیری مناسب، به فعالیت هایی اطلاق می شود که بر پایه ی پژوهش های آینه کاری روی دیوار استوار بوده و برای استفاده عملی طراحی شده باشند. دوره زمانی، به زمان کافی برای کمک به کودکان در یادگیری مفاهیم و مهارت هایی که برای آن ها دشوار است، گفته می شود. نوعاً کودکان دارای ناتوانی ریاضی با وجود به کارگیری روش های تدریس مناسب، نمی توانند مانند آینه کاری روی دیوارخود در زمینه ریاضیات، به اندازه ی کافی پیشرفت نمایند.
در ریاضیات، دانش آموزان نه تنها نحوه ی محاسبه کردن را می آموزند، بلکه یاد می گیرند چگونه استدلال کنند و آن استدلال را برای حل مسایل زندگی واقعی به کار ببرند. درک مفاهیمی چون عدد، تساوی، مجموعه-ها، نسبت و روابط کارکردی جنبه های مهم در کارایی ریاضیات هستند. مهارت های دیگری هم مثل شمردن پول، اعلام ساعت، اندازه گیری قد و وزن اهمیت دارند ( هالاهان و کافمن، 1388).
خواندن بزرگترین مشکل در اکثر استین گلاس دارای ناتوانیهای یادگیری است (هالاهان و کافمن، 1388). بر اساس یافتههای بکن و ووجک[1] (2004؛ بهنقل از هالاهان و کافمن، 1388) در حدود 80 درصد از بچههای با ناتوانی یادگیری، مشکلات عمدهای در خواندن دارند. در DSM- IV- TR اختلال استین گلاس چنین تعریف شده است: حالتی که در آن پیشرفت خواندن پایینتر از حد مورد انتظار بر حسب سن، آموزش و هوش کودک است. این اختلال به میزان زیادی مانع موفقیت تحصیلی یا فعالیتهای روزانه مرتبط با خواندن میشود.
در صورت وجود یک اختلال عصبی یا حسی، میزان ناتوانی خواندن بیش از آن حدی است که معمولأ با اختلالات دیگر دیده میشود. مشخصهی اختلال خواندن، ناتوانی برای بازشناسی واژهها، خواندن کند و نادرست و فهم ضعیف است. مشکلات خواندن در کودکان ممکن است در کلاس اول خود را نشان دهد. کودکان در مقاطع پایین ابتدایی، گاهی با استفاده از حافظه و استنباط اختلال خواندن را جبران میکنند؛ به خصوص اگر هوش بالایی داشته باشند. در چنین مواردی اختلال ممکن است تا سن 9 سالگی یا بیشتر خود را نشان ندهد. کودکان مبتلا به اختلال خواندن ممکن است در خواندن شفاهی دچار اشتباهات متعددی شوند. این اشتباهات شامل حذف، اضافات و تحریف کلمات است. چنین کودکانی در تمیز ویژگی ها و اندازهی حروف چاپی به خصوص حروفی که در جهتگیری فضایی و طول خط متفاوتند، دچار اشکال میشوند. مشکلات این دانشآموزان در برخورد با زبان نوشتاری یا چاپی ممکن است مربوط به حروف منفرد جملات و حتی یک صفحه باشد. سرعت خواندن کودک کند است و اغلب میزان درک او پایین است. اکثر کودکان دچار اختلال خواندن، متناسب با سنشان قادرند از روی متن نوشتاری یا چاپی کپی کنند، ولی تقریبأ همهی آنها در هجی کردن مشکل دارند (سیفنراقی و نادری، 1387).
در میان مهارتهاى تحصیلى نوشتن، پیچیدهترین و عالىترین مهارت است که در دوران تحصیل آشکار
مىشود. کودکى که دچار ناتوانى یادگیرى در نوشتن است، در خواندن نیز مشکل دارد. نوشتن، کنش پیچیدهى دستگاه اعصاب مرکزى و انتقال افکار به شکل زبان نوشتارى است. همچنین میتوان گفت در میان مهارتهای تحصیلی پایه، نوشتن ملموسترین مهارت نام گرفته است. چرا که سندی کتبی از خود به جای میگذارد. نوشتن علاوه بر اینکه از مهارتهای اساسی و پیش نیاز موفقیت تحصیلی و مدرسه است، در زندگی روزمره نیز از مهارتهای اساسی و مورد نیاز به حساب میآید. چرا که در دنیای با سواد امروز، فردی که در مهارتهای پایه خواندن و نوشتن مشکل داشته باشد، در وضع نامطلوبی قرار میگیرد (سلیمی، 1387).