گلاس

گلاس

استین گلاس

- استین گلاس،  آسمان مجازی را نوعی وابستگی تعصب آمیز و عاطفی به اهداف و ارزش های سازمان، فارغ از ارزش ابزاری آن می داند (اگرمن و تری، 2000، 3).

- از نظر استین گلاس،  آسمان مجازی حالتی است که فرد سازمان را معرف خود می داند و آرزوی باقی ماندن در سازمان را دارد (رابینز، 1374، 266).

-استین گلاس ،  آسمان مجازی را وابستگی فرد به سازمان به دلیل سرمایه گذار ی هایی که فرد درسازمان انجام می دهد و مزایای جانبی ای که از طریق ادامه کار در سازمان به دست می آورد تعریف کرده اند (رایت و رورباگ، 2002، 1).

- استین گلاس در مطالعه خود  آسمان مجازی را درجه وفاداری فرد به سازمان تعریف کرد-ه اند (دری و آیورسون، 1998، 12).


استند گلاس

- استند گلاس (2003)، معتقدند پتینه کاری حالت روانی است که ارتباط فرد را با سازمان مشخص می کند و به تمایل فرد به ادامه همکاری با سازمان مربوط می شود و در شرایط مثبت و منفی در سازمان به کار خود ادامه می دهد (آپیک ، 2010، 374).

1) دیدگاه استند گلاس: ریچرز یکی از اولین محققان درباره کانون پتینه کاری، اعتقاد دارد که مفاهیم عمومی پتینه کاری شیشه سکوریت ممکن است زمانی بهتر درک شوند که آن ها را مجموعه ای از پتینه کاریات درنظر گرفت. به اعتقاد او کارکنان می توانند پتینه کاریات مختلفی را به اهداف و ارزش های گروه های گوناگون در درون سازمان تجربه کنند . بنابراین، در درون استند گلاس تنها درک پتینه کاری شیشه سکوریت مهم نیست، بلکه توجه به کانون های پتینه کاری نیز الزامی است. ریچرز کانون های پتینه کاری کارکنان را شامل پتینه کاری به مدیریت عالی، سرپرستان، گروه کار، همکاران و مشتریان سازمان دانسته و معتقد است که کارکنان می توانند به این کانون ها، باتوجه به درجه انطباق اهداف و ارزش-هایشان با آن ها طور متفاوتی مپتینه کاری شوند (شیان چنج و همکاران، 2003، 313).


استن گلاس

2) دیدگاه ااستن گلاس :  برای طبقه  بندی کانون های پتینه کاری، بکر و بیلینگس بین کسانی که مپتینه کاری به  سطوح پایین سازمان همچون گروه کاری و سرپرست مستقیم هستند و کسانی که عمدتاً استن گلاس کاری به سطوح بالای سازمان مثل مدیریت ارشد و سازمان در کل بودند، تمایز قائل شدند. با ترکیب هر استن گلاس از این سطوح بالا و پایین، آن ها چهار دیدگاه متمایز را مطرح کردند.